برنامه،تم،آموزش،موبایل و...

  • خوش آمدید
خوش آمدید
 

کد جاوا شماره ی 1

 

Theadدستوری است که باعث ایجاد عنوان در هنگام Table بندی صفحات می شود.
برای ساختن ستون در table به غیر از <tr> دستور دیگر نیز وجود دارد کد <thead> در تمامی قسمتهای یک table میتواند ستون مانند <tr> ایجاد نماید.

کد  مانند زیر شکل می گیرد:

id last_name first_name sales
1 z2fm mihanblog 222
2 z2fm2 mihanblog2 2222

 

ادامه مطلب کد جاوا شماره ی 1

قالب بسیار زیبای عاشقانه برای تودی بلاگ شماره ی 4

 

قالب عاشقانه که خیلی روش زحمت کشیدم رو تقدیم می کنم به همه ی عاشقان امیدوارم خشتون بیاد.

دانلود

حجم:64کیلوبایت

پسورد:www.z2fm.mihanblog.com

 

ادامه مطلب قالب بسیار زیبای عاشقانه برای تودی بلاگ شماره ی 4

قالب بسیار زیبای سینما برای تودی بلاگ شماره ی 3

 

 

دانلود

حجم:40کیلوبایت

پسورد:www.z2fm.mihanblog.com

 

ادامه مطلب قالب بسیار زیبای سینما برای تودی بلاگ شماره ی 3

قالب بسیار زیبای یشمی برای تودی بلاگ شماره ی 2

 

دانلود

حجم:64کیلوبایت

پسورد:Www.z2fm.mihanblog.com

 

ادامه مطلب قالب بسیار زیبای یشمی برای تودی بلاگ شماره ی 2

قالب بسیار زیبای موبایل برای تودی بلاگ شماره ی 1

 

 

دانلود

حجم:76کیلوبایت

پسورد:www.z2fm.mihanblog.com

 

ادامه مطلب قالب بسیار زیبای موبایل برای تودی بلاگ شماره ی 1

به زودی

 

به زودی یک لینک باکس جدید و فضای آپلود و آپلود فایل های php را در اختیار شما بینندگان عزیز قرار خواهیم داد

با تشکر مدیریت وب نیما شفیعی

 

ادامه مطلب به زودی

سنجش عملکرد

 

سنجش عملکرد

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرین را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".

 

ادامه مطلب سنجش عملکرد

هر کجا محبت باشد، خدا هم هست

 

هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است .برای آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است .زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی.

زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن سعی كن همیشه طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاك كن نداشته باشی.

 بزرگترین سد در برابر صمیمیت این است که فکر کنیم دیگران نیز جهان رامانند ما می بینند به یاد داشته باش طرز فکر اشتباه به از دست دادن چیزهای بسیاری منجر می شود هر گاه در مورد چیزی تردید داشتی لبخند بزن.

 

ادامه مطلب هر کجا محبت باشد، خدا هم هست

امید را از دست مده

 

امید را از دست مده

تنها بازمانده‌ی یك كشتی شكسته به جزیره ی كوچك خالی از سكنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند كسی نمی آمد.سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت كند و دارا یی های اندكش را در آن نگه دارد.
اما روزی كه برای جستجوی غذا بیرون رفته بود به هنگام برگشتن دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به سوی آسمان میرود.متاَسفانه بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فریاد زد: "خدایا تو چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟"
صبح روز بعد با بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته از نجات دهندگانش پرسید:"شما ها از كجا فهمیدید من در اینجا هستم؟"آنها جواب دادند:" ما متوجه علایمی كه با دود می دادی شدیم."

 

ادامه مطلب امید را از دست مده

عجیب ترین امتحان دنیا از...

 

عجیب ترین امتحان دنیا از ...

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
« کدام لاستیک پنچر شده بود؟
»

 

ادامه مطلب عجیب ترین امتحان دنیا از...



 

 

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic